فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر پله کان را وسیله ای بگیریم برای بالا رفتن ورسیدن به طبقه ای که مورد نظر تو است تا در آنجا به آرا مش برسی ، نماز را هم وسیله ای می گیریم برای بالا رفتن ورسیدن به منزلی که مرا به آرامش می رساند . حال اگر من برای رسیدن به آن طبقه ی مورد نظر که باید 100 پله را بالا روم ، دلم بخواهد فقط 50 پله را بالا روم ،یا 150 پله را  آیا به آن طبقه و مقصد مورد نظر می رسم؟

اگر کمتر از 100 پله بالا روم ، در همان پله ها حیران می مانم ومی نشینم واگر بیشتر از اندازه بالا روم ، به پشت بام می رسم وباز به مقصد نمی رسم . 

به همین ترتیب من اگر در نماز چهار رکعتی ، فقط یک رکعت آن را با حواس جمع بخوانم ، و یابا بی حواسی پنج رکعت بخوانم، این نماز اثر ونتیجه ی یک نماز چهار رکعتی را به من نمی دهد، ومرا به مقصد مورد نظر که بهشت است نمی رساند . آن نمازی مقبول است که کامل باشد و آثارش در من ظاهر شود . نمازی که بر من تاثیر مثبت نگذارد ، و برمن " تنهی عن الفحشاء " نکند، یعنی نتواند صفات رذیله را از من بگیرد و من بعد از نماز همان باشم که قبل از نماز بودم ،یعنی روح وجان من نتوانسته از نماز اثر بگیرد ، لذا نمی توانم رشد کنم و بزرگ شوم ومتعالی  شوم ، وقتی رشد نکردم و متعالی نشدم چه می شود ؟ نمی توانم به مقصدم که بهشت است برسم . 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 14 آذر 1392برچسب:نماز ,پله کان وجود , عروج در نماز ,, | 10:24 | نویسنده : ایرانمنش |

بسم الله الرحمن الرحیم

در عالم دنیا وقتی دو درخت میوه یکی سیب ودیگری پرتقال ، با فاصله ی نسبتا زیادی در مقابل هم قرار گرفته باشند ، تو وقتی بخواهی به درخت پرتقال نزدیک شوی ، قطعا باید پشت به درخت سیب کنی وهر قدمی که به سوی درخت سیب می گذاری وبه آن نزدیک می شوی به همان اندازه از درخت پرتقال دوری !

 ما در طول مسیر زندگی ابدی خودمان ، هر قدمی که به سوی درخت طوبی برمی داریم از درخت زقوم دور خواهیم شد وهمین طور برعکس ، اگر به طرف درخت زقوم حرکت کنی صد در صد از درخت طوبی دور خواهی شد . شرط رسیدن به درخت طوبی این است که به درخت زقوم پشت کنی ، این حقیقت را هر عقل سالمی می پذیرد که نمی شود من به اختیار خودم وبا پای خودم

به طرف آتش بروم ودست در آتش کنم وبعد بگویم : آتش تو مرا نسوزان !  حرکت به سوی آتش یعنی سوختن و درد کشیدن . پس بنابر این رسیدن به درخت زقوم یعنی رسیدن به جهنم و سوختن ودرد والم ! ورسیدن به درخت طوبی یعنی رسیدن به زیبایی ها و شیرینی وراحتی بهشت ! خداوند این انتخاب را در اختیار ما گذاشته ، تابه کدام سو حرکت کنی ؟!      


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 14 آذر 1392برچسب:زقوم , الم , عذاب , شکنجه , , | 6:53 | نویسنده : ایرانمنش |

بسم لله الرحمن الرحیم

اگر روزی خواستی از کنار مردابی که بسیار متعفن است رد شوی ، جوری آهسته رد شو و عبور کن که مرداب تکان نخورد ، چون به هر اندازه ای که مرداب را تکان دهی بوی تعفن آن تو را می آزارد. حال اینجا اگر کسی از درون وبطن این مرداب بی خبر باشد وبی توجه به درون متعفن آن،  چوبی بدست گیرد ودر مرداب بزند ، بوی گندو تعفن مرداب چنان بلند می شود که هرکس نزدیک آن شود آزار می بیند ، چه بسا علاوه براطرافش فضای گسترده ای از آن منطقه را هم در بر گیرد ، به طوری که حتی نفس کشیدن هم در آنجا ، سخت و دشوار شود .

انسان فاسق و فحاش ، یعنی انسانی که فسق وفجور ملکه ی او شده ،چون به تدریج از پوسته ی انسانی خود در آمده ، به مانند مردابی می ماند که درون متعفن وگندیده ای دارد ، وقران در رابطه با آنان می فرماید :" هرگاه به جاهلی برخورد کردی ، بگو سلام و رد شو و از او عبور کن " . به دلیل اینکه  اگر با تلنگری  که به او می زنی ، او را به حرف بیاوری ، درون بد بو وگندیده ی خود را بیرون می ریزد وبا فحش و ناسزا گویی ، گوش های اطرافیان را پر از ظلمت و تاریکی میکند .پس زمانی که با چنین انسانهایی برخورد می کنید ، خیلی با ملایمت برخورد و عبور کن  و او را به حرف نیاور ، که علاوه بر خودت دیگران هم آزار می بینند . حال اگر کسی که به چنین انسانهایی معرفت ندارد ، اگر در برخورد با آنان از روی جهل و نادانی و نا خواسته حرفی از دهانش خارج شود که درون اورا به جوشش در آورد و یا حرفی بزند که او ظرفیت شنیدنش را نداشته باشد ، این حرف تو به مانند آن چوبی است که به مرداب زده ای و درون او را به جوش آورده ای ، حال چنان صحنه ی یک باغ وحش طبیعی را به عینه به چشم می بینی که بیا ودرستش کن !!  البته این صحنه را شما گاهی در تصادفات به عینه مشاهده می کنید که ...........             


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 13 آذر 1392برچسب:فسق وفجور ,ناسزاگویی ,درون بدبو , تعفن درون , | 8:2 | نویسنده : ایرانمنش |

بسم الل الرحمن الرحیم

وقتی تو یک لیوان خالی را همچنان خالی نگه داری ، هوا می آید و آن را پر می کند. اما زمانی که آب داخل لیوان ریختی ، دیگر هوا قدرت نشستن در لیوان را ندارد ، اما اگر تو اقدام نکنی وآب نریزی ،هوا خود بخود آن را پر می کند . تو اگر ظرف وجودی ات را از اسماء الهی پر نکنی ، چه بخواهی چه نخواهی القائات شیطانی می آید و آن را پر می کند ، اما وقتی قلبت را از اسماء الهی پر کردی دیگر جایی برای شیطان نگذاشتی که بیاید و در قلب تو خانه کند ...... در ادامه مطلب با ما همراه باشید

 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 12 آذر 1392برچسب:قلب , عرش رحمان , , | 8:7 | نویسنده : ایرانمنش |

 بسم الله الرحمن الرحیم

تو وقتی با خودکاری می نویسی که فکر می کنی پررنگ است وحاضر نیستی قبول کنی که خودکارت کم رنگ

است ، زمانی به این باور می رسی وقبول می کنی که سطر بعدی را

با یک خودکار پررنگتر بنویسی ، اینجاست که خودت به وضوح مشاهده می کنی وبه این باور می رسی که

چقدرخودکارت بی رنگ بوده . تو وقتی می توانی پی ببری که کار تو باطل وبی ثمره است که حق در مقابل آن

قرار گیرد ، وقتی حق آمد و نور داد تو به عینه بی رنگی و باطل بودن کار خودت را می بینی و به آن اقرار می

کنی .

 


برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 12 آذر 1392برچسب:دیدن باطل, | 7:10 | نویسنده : ایرانمنش |

بسم الله الرحمن الرحیم 

تب خبر از عفونت درون میدهد ،یعنی با تب کردن به ما هشیار داده می شودکه جایی از بدن تو عفونی شده تا ما آن عفونت را از بین ببریم . حال اگر کسی مسکن بخورد ، فقط توانسته تب را از بین ببرد آن هم فقط برای ساعتی !  چون عفونت بر جای خود باقی است ، باز مجددا تب می کند . لذا اگر به موقع آن عفونت درون را نیابد و درصدد معالجه آن برنیاید ، امکان دارد بر اثر شدت عفونت یا عضوی از بدن را از دست بدهد ، یا هم در نهایت این عفونت زندگی وحیات را ازاو میگیرد وبه مرگ منجر می شود .

انسانی که دائم مثل گرگ وپلنگ به این وآن می پرد وخشمناک وعصبانی می شود و فحش وناسزا می گوید ، باید بداند که این تغییر حال او خبر از یک عفونت درون می دهد . خشم وغضب علامت این است که تو در درون خود یک ناهنجار داری ، لذا اگر تو دائم بخواهی داروی اعصاب بخوری ، فقط توانستی خود را آرام کنی آن هم برای ساعتی ! دیگر آن رذیله ی درونی وآن صفت زشت کینه یا حسد ، که باعث این عصبانیت تو شده ، هنوز در درون تو باقی است واگر این رذیله همچنان درتو باقی بماند  وآن را معالجه نکنی ،این تو را تا حد حیوانیت پائین می کشد ورفته رفته می رود تا با همین حیوانیت به عالم بالا منتقل شو ی .  

  


برچسب‌ها:

تاريخ : دو شنبه 11 آذر 1392برچسب:تب درون , عفونت درون , علامت عفونت , خشم , غضب ,علت ناسزاگویی, | 10:5 | نویسنده : ایرانمنش |

 بسم الله الرحمن الرحیم

دیگر عواملی که باعث می شود عقل در انسان کنار رود ، نبود ایمان است . وقتی ایمان رفت به دنبال آن عقل هم تاریک می شود ، پس ایمان چراغ عقل است که عقل از آن نور میگیرد و راه ورسم بندگی را به انسان نشان می دهد . شما وقتی در یک شب برفی به خانه ای ویلایی و بسیار بزرگ و تاریک و بدون روشنایی وارد می شوی که چند سگ هم برای نگهبانی در آن خانه تشریف دارند ،با هر قدمی که می گذاری هر آن ممکن است آسیب شدید ببینی ، یا مورد حمله سگان قرار  می گیری یا توی استخر وسط خانه می افتی و یخ می زنی .یا ........

به هر حال با نبود روشنایی وبدون آشنایی به آن خانه وارد شدن بسیار ریسک می طلبد  و بعید به نظر می آید که بتوانی به سلامت از آن خانه خارج شوی .

پس با نبود ایمان ، عقل در تو خاموش می شود ، لذا نمی توانی حق را از باطل تشخیص دهی و نمی توانی خوب وبد را  بشناسی .

همان گونه که در آن خانه ی تاریک تو با تشخیص غلط  آن سگ قوی هیکل که خواب است را صندلی می بینی و روی آن می نشینی و معلوم نیست در آن گیر ودار حمله ی سگ چقدر جسمت لطمه بیند که مجبور باشی ماهها در بیمارستان منزل گزینی ، به همان گونه هم وقتی تو در تاریکی عقل ، دام شیطان را نمی بینی ، به تصور اینکه این همان خانه ی سعادت است که بهشت نام دارد ، بدون چراغ عقل و بدون شناخت شیطان  پا به دام شیطان می گذاری وبا این تشخیص غلط خدا می داند چقدر از انسانیت دور شوی که بعد از مرگ مجبوری چندسال دهری در بیمارستان برزخ در عذاب ها  منزل گزینی ،و از لذت زیبایی های بهشت محروم بمانی .  


برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 10 آذر 1392برچسب:خاموشی عقل , نبود ایمان , نور عقل , روشنایی , سوخت ,, | 8:47 | نویسنده : ایرانمنش |

 بسم االله الرحمن الرحیم

تاریکی عقل به نبود علم نیست بلکه به نبود ایمان است ، با داشتن علم  ، تو آگاه می شوی وبه دانایی می رسی اما باداشتن ایمان تو دارا می شوی وبه بینایی می رسی .

با علم تو آگاه می شوی نه روشن  . تو وقتی عالمی یعنی دیگر جاهل نیستی و راه ورسم بندگی را میدانی ، این دانستن مقدمه یک حرکت درونی ست  تا تو حرکت کنی وبه بینایی وبه گنج درون خودت دست یابی .  


برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 10 آذر 1392برچسب:جهل , نبود ایمان , جاهل , عالم , علم , عقل ,, | 8:12 | نویسنده : ایرانمنش |

بسم الله الرحمن الرحیم

 خسته وتشنه ازبالای کوه به پایین می رسی ، دیدن آب چقدر برای تو لذت بخش است ؟  و دیگر نوشیدن آن چقدر ؟

 انسان تشنه همان قدر که به آب تمایل دارد ، به همان اندازه هم از نوشیدن آب لذت می برد ، حال آیا انسانی هم  که تشنه نیست ، ازنو شیدن آب لذت می برد؟!  تا تو برای یافتن معارف تلاش نکنی و تا تو تشنه ی معارف نشوی ، هرگز لذت وشیرینی معارف را نخواهی چشید وهرگز معارف به جانت نمی نشیند و جانت معارف را نمی گیرد ، چون وجودت تشنه نیست ! .  


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 9 آذر 1392برچسب:معارف , چشیدن , نوشیدن ,آب, | 7:45 | نویسنده : ایرانمنش |

بسم الله الرحمن الرحیم 

  انا لله و انا الیه الراجعون   " ما از خدا ییم و به سوی او برمی گردیم "

انسان زمانی که از خانه اش خارج می شود  و می گوید :در فلان ساعت بر می گردم ،این برگشت نشانگر این است که او در آن خانه مقیم و ساکن است که می گوید : بر می گردم ، پس برگشتن به جایی وقتی معنا پیدا می کند که تو در آنجا بودی که می خواهی برگردی .

میهمان وقتی از خانه ی شما خارج می شود ، شما نمی گویید: باز دوباره برگردید ،بلکه می گویید :باز تشریف بیاورید ؛ باز به خانه ما بیایید، چون او در خانه ی شما که مقیم نبوده که بخواهد برگردد .

می فرماید: انا لله وانا الیه الراجعون " ما از خداییم وبه سوی او برمی گردیم  .

انسان از عالم بالا واز اعلی علیین به زمین وبه اسفل سافلین آمده واین آمدن یک رفتن به دنبال دارد یعنی از همان جا که امده به همان جا هم برمی گردد . پس موطن ووطن اصلی ما در عالم بالاست وما به طور موقت وبه عنوان یک مسافر چند صباحی باید طبق خواست ومشیت الهی در این زمین خاکی زندگی کنیم وبعد از صد یا دویست سال هم که سفر ما طول بکشد  بالاخره روزی به دیارو وطن اصلی خود باز گشت خواهیم کرد  والیه الراجعون  وبه سوی او بر می گردیم .

حال چرا دراین مدت محدودی که به ما مهلت داده اند که زندگی کنیم ، چرا به فکر برگشتن وآماده کردن توشه ی فردا نیستیم ؟ چرا ما این برگشت را جدی نگرفته ایم  وچرا زندگی را به بازی گرفته ایم ؟ چون این بازگشتن را باور نکرده ایم........


برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 5 آذر 1392برچسب:انسان , موطن , وطن , بر گشت انسان,, | 14:12 | نویسنده : ایرانمنش |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • سحر دانلود