بسم الله الرحمن الرحیم
لطفا قبل از خواندن این مطلب به قسمت اول ( واقعیتی از عالم الست _ مقایسه آدمکی چوبین و آدم خاکی ) مراجعه فرمایید ...در قسمت اول عرض شد که .....
روباه مکار و گربه نره دائم دور پینوکیو می پلکیدند و مانع می شدند که او راه علم و معرفت و انسان شدن را بیاموزد .
شیطان و نفس اماره هم دائم حول محور قلب اتسان می چرخند و مانع می شوند که مبادا انسان با علم و معرفت و اندیشیدن به سرمایه ی وجودش ، آگاهی پیدا کند و راه و مسیر انسان شدن را بپیماید .
عاقبت پینوکیو بر اثر جهل و غفلت ... در مسیر راه با دوستانی ناباب همراه شد که او را کاملا از راهش دور می کردند و...
چون نفس انسان بیشتر به شهوات و راحتی دنیا تمایل دارد و روحیه و شاکله ی او (میل به غرب و رفتن به آن طرف آب است )
وقتی دوستانش از شهر و دیاری صحبت کردند، که زرق و برق و جاذبه ها ی دروغین و راحتی و شاد ی و کیف وهمی از آن لبریز بود ، خیلی زود با آنها همراه شد و دیگر در آنجا نه صدای فرشته ی مهربان به گوش او می رسید و نه نصایح پدری مهربان ... و او صبح تا شب ، غرق در بیخبری و خوش گذرانی و بازی و ... به حیوانیت مشغول .
تا اینکه یک روز صبح که از خواب بیدار شد ؛ خود را کاملا به شکل الاغی دراز گوش ملاحظه کرد و ... تازه حقه و مکر اومانیزم زمان را درک کرد و فهمید اما افسوس که دیگر کار از کار گذشته بود و او هر چه سعی می کرد این وهمیات را به دیگران بفهماند ؛که مانند او بازیچه ی دست شیطان نشوند و فریب جاذبه های رنگارنگ وهمی و خیالی دو روزه ی دنیا را نخورند ؛ مؤفق نمی شد و صدایی جز (عر عر ) از او در نمی آمد .
متأسفانه امروز طبق نقشه های شومی که اومانیزم دهر، برای بشر ریخته و (با مأموریتی که از شیطان گرفته که انسانیت را از بشر بگیرد) تمام سعی خود را به کار برده تا بشر با رو آوردن به ماهیت و جاذبه های بعد بشری و عالم ماده ، در شادی های کاذبانه ( پارتی ها _رقص و پایکوبی در مجالس آن چنانی) چنان غرق شود ؛که به طور کلی انسانیت از آنان ساقط شود ، تا بتواند بشر امروزی را به حمار و الاغ و حیوانات وحشی تبدیل کند و آنان را دسته جمعی به ابلیس زمان بفروشد ...
لطفا در ادامه مطلب با ما همراه باشید
برچسبها:


















